موزائيك چغندر Beet mosaic virus
بيماري موزائيك چغندر يكي از سه بيماري ويروسي مهم چغندر كاري ايران ميباشد كه كم و بيش انتشار دارد . بيماري علاوه بر چغندر قند ، روي چغندر علوفه اي لبوئي و برگي نيز شيوع دارد و خسارت آن روي چغندر قند بذري به مراتب بيشتر است .
نشانه هاي بيماري
اولين نشانه هاي بيماري موزائيك چغندر ، روشن شدن رگبرگهاست كه متعاقباً در اواخر بهار و ماهاي پائيز كه هوا گرم نميباشد ظاهر مي شود .لكه هاي تغير رنگ يافته كه به طور نامنظم هستند حالت موزائيكي به برگ داده و در صورت شدت بيماري پهنك برگ چين خوردگي پيدا ميكند . لبه برگهاي جوان به طرف داخل لوله ميشود و به طور كلي رشد بوته نيز بر اثر حمله بيماري كم شده، كوتاه و كوتوله ميماند .
عامل بيماري
عامل بيماري ( Beet mosaic virus ) ويروسي از گروه Potyvirus ميباشد
ويروس موزائيك چغندر به وسيله بذر منتقل نميشود ولي به وسيله تلقيح عصاره گياه آلوده و به كمك پودر كربوراندوم و يا مالش شديد به گياه سالم قابل انتقال است . اين ويروس بسهولت توسط شته سبز هلو ( Myzus Persicae )، شته سياه باقلا ( Aphis fabae ) و بعضي از انواع ديگر شتهها منتقل ميشود .
کنترل
براي کنترل با بيماري بايد سعي نمود حشرات ناقل كنترل شوند
پيدگي و تورم رگبرگها Beet Curly Top
بيماري پيچيدگي و تورم رگبرگهاي چغندر كه به انگليسي Curly top گفته ميشود .
بيماري در چغندر كاريهاي فارس بسيار شايع و در اكثر مزارع تا حدود 90 درصد آلوده ميباشد.
نشانهها
اولين علائم بيماري عبارتند از لوله شدن برگهاي جوان داخل بوته است و به عبارت ديگر برگها در امتداد دمبرگها لوله ميشود رگبرگهاي فرعي شفاف و متورم شده و در سطح زيرين برگها برآمدگيهايي بوجود ميآيد و خارهاي 1 تا 2 ميليمتري تشكيل ميگردد و سرانجام رنگ گياه زرد خواهد شد .
نشانههاي ظاهري بيماري روي برگهاي پير پس از دو هفته بروز خواهد نمود . با پيشرفت بيماري برگهاي زرد ، پژمرده و سرانجام ميميرند . برگهاي چغندر قند برگهاي گياه آلوده قطرات چسبنده ، لزج و شفافي ديده ميشوند كه پس از چندي قهوهاي و سپس سياهرنگ ميگردند و تشكيل پوستههائي را ميدهند . اين قطرهها از دمبرگ ، رگبرگ اصلي و يا رگبرگهاي فرعي ترشح ميگردند. قبل از آنكه بوته چغندر بميرد به طور غير طبيعي ريشههاي كوچكي روي غده به وجود ميآيد و بدين سبب اين نشانه را Hairy root و يا Wooly root مينامند .
در برش عرضي ريشه چغندر آلوده حلقههاي متحد المركزي به رنگ سياه ديده ميشود كه در فواصل آنها بخشهاي روشن قرار دارند . در برش طولي اين دواير به صورت نوارهاي طولي ديده ميشود .
عامل بيماري ويرسي است از تیپ جنس Curtovirus به ابعاد 30*18 نانومتر ، به وسيله عصاره گياه منتقل نميشود . ويروسي است پايا كه در عصاره برگ چغندر براي مدت هفت روز در برگ چغندر خشك براي مدت چهارماه و در بدن زنجره ناقل كه خشك شده باشد تا 6 ماه بيماريزايي خود را حفظ ميكند .
ويروس عامل بيماري توسط حشرات ناقل منتقل ميگردد و در ايران زنجره هاي جنس Neoaliturus به عنوان ناقلين اين ويروس شناخته شده اند . اين حشرات زمستان را به صورت حشره بالغ در پناه بوتههاي چغندري كه در زمين باقي مانده ، همچنين بوته هاي علفهاي هرز مختلف بالاخص شور ، شوره ، عنبر بو ، نان گرگ و درمنه ميگذرانند .
ويروس به وسيله تخم زنجره و همچنين به وسيله بذر منتقل نميشود .
کنترل
براي کنترل با بيماري بايد سعي نمود حشرات ناقل كنترل شوند
بیماری سفيدك پودري غلات Cereal powdery mildew
سفيدك حقيقي يكي از بيماريهاي مهم غلات در مناطق مرطوب است . عامل بيماري قارچ Erysiphe graminis (Blumeria graminis) است كه يك انگل اجباري است و روي جو بيشتر از سايرغلات خسارت وارد مي كند .
علائم بيماري بصورت لكه هاي سفيد رنگ است كه توسط توده ميسليومي سفيد مايل به خاكستري در سطح برگ و سنبله ها نيز آلوده شوند . اندامهاي باردهي قارچ به رنگ خاكستري مايل به زرد تا تيره در سطح ميسليومهاي پير تشكيل مي شود . در سطح زيرين برگ ؛ در محل آلودگي ، نقاط زرد ريز با بافت مرده ديده مي شود . در سطح ميسليومهاي كنيدي برها به وجود ميآيند كه كنيديهاي پودري زيادي توليد ميكنند .
در اواخر فصل رويش ، اندامهاي باردهي جنسي قارچ ( كليستوتيشيوم ) ، به رنگ تيره در سطح توده ميسليوم ، به صورت پراكنده قابل تشخيص است . ميسليومهاي قارچ معمولاً به صورت سطحي توسعه مي يابند . و تناه در قسمتهاي كه هوستوريوم توليد مي شود ، ميسليوم به داخل سلولهاي اپيدرمي نفوذ مي كند . در سطح ميسليوم كنيدي برهاي زيادي تشكيل مي شود كه حامل كنيدي هاي تخم مرغي ، شفاف و تك سلولي به ابعاد 8- 10* 20-35 ميكرون است . اندامهاي توليد مثل جنسي (كليستوتيشيوم ) قارچ كروي ، سياهرنگ با ديواره سخت و به قطر 150-300 ميكرون است . اين اندامها براي توليد آسكوسپور رسيده و به شرايط آب و هوايي و يا زمستانگذراني نياز دارند و كليستوتيشيومهايي كه روي گياهان در حال رشد ديده مي شود ، معمولاً داراي آسكوسپورهاي نارس هستند. قارچ E.graminis از حالت تخصصي بالايي در مقابل ميزبان برخوردار است ، به طوري كه براي هر يك از ميزبانها ، فرمهاي اختصاصي مخصوص به آن ميزبان وجود دارد. مثلاً ترتيكاله نسبت به فرمهاي مربوط به جو و گندم مقاومت بيشتري از خود نشان مي دهد . هر يك از فرمهاي اختصاصي نيز نژادهاي فيزيولوژيك مختلفي را شامل مي شود .
عكس العمل ارقام مختلف ميزبان متفاوت است وجود لكه هاي زرد و قهوه اي همراه با رشد توده ميسليوم و اسپور زايي زياد ، از مختصات ارقام حساس محسوب ميشود : در حاليكه در ارقام مقام لكه ها روشن بوده ، توده ميسليومي ديده نمي شود .كليستوتيشيوم قارچ بوفور در روي بافت آلوده ميزبن تشكيل مي شود ؛ اما آسكوسپور رسيده در آنها بندرت يافت مي شود . ظاهراً آسكوسپورها در ايجاد آلودگي اوليه نقش زيادي ندارند . توسعه قارچ بيشتر توسط ميسليومهايي كه در روي بقاياي گياهي آلوده يا ساير گياهان زنده زمستانگذراني ميكنند صورت ميگيرد .
کنترل:
بهترين روش كنترل قارچ انگل ، استفاده از ارقام مقاوم است . هر چند سمپاشي اندامهاي هوايي گياه توسط قارچكشها(آلتو، فولیکور، تیلت) نيز در بعضي از مناطق متداول است
امروز: سه شنبه, 18 بهمن 1390 - 16:06